الفيض الكاشاني
299
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سمّاك به كنيزش گفت : مرا چه شده كه هرگاه به بغداد مىروم در حكمت ( حكيمانه سخن گفتن ) بر من گشوده مىشود ؟ كنيز گفت : طمع زبانت را تيز مىكند . كنيز راست مىگفت زيرا زبان در نزد غنى بگونهاى باز مىشود كه در نزد فقير باز نمىشود و خشوع وى در برابر غنى با خشوع در برابر فقير يكسان نيست . مكرهاى نفس و پنهانكاريهاى آن در اين مورد بىشمار است و تنها راه نجات شما اين است كه جز خدا همه چيز را از قلبتان خارج سازيد ، و بقيّهء عمرتان تنها دلسوز نفس خويش باشيد ، و به سبب شهوتهايى كه به زودى تيره مىشود و از بين مىرود راضى نشويد كه نفستان در آتش برود و در دنيا مانند شاهى از شاهان باشيد كه قدرت بر شهوتها و لذّتها دارد ، ولى در بدنش بيمارى است و اگر هر ساعت به تمايلات خود بپردازد بيم بر هلاكت دارد و مىداند كه اگر پرهيز كند و با تمايلش به مبارزه برخيزد زنده مىماند و حكومتش ادامه مىيابد . لذا پس از آگاهى بر اين مطلب با پزشكان بنشيند و با داروفروشان معامله كند . و نفس خود را به نوشيدن داروهاى تلخ عادت دهد و بر تلخى آنها صبر كند و تمام لذّتها را رها سازد و بر جدايى آنها صبر كند ؛ پس بدنش هر روز به خاطر كم خوردن لاغر شود ولى هر روز بيمارىاش به سبب پرهيز كاهش يابد ، و هرگاه نفس وى با او نسبت به تمايلى كه دارد ستيز كند در پيامدهاى دردهايى كه منجر به مرگش مىشود و ميان او و مملكتش جدايى مىافكند بينديشد كه موجب سرزنش دشمنانش مىشود و هرگاه نوشيدن دوايى بر او سخت آيد در شفا بينديشد كه موجب بهرهمندى از سلطنت و نعمتهايش در يك زندگى گوارا و بدنى سالم و فرمانى نافذ مىشود . پس ترك لذّتها و صبر بر ناگواريها بر او آسان مىآيد . همچنين مؤمنى كه مىخواهد به ملك آخرت برسد از هر چيزى كه آخرتش را نابود مىسازد كه لذّتهاى دنيوى و زرق و برق از آن جمله است پرهيز مىكند . پس به اندك قناعت كرده لاغرى و تنهايى و بيم و اندوه و ترك انس ديگرى با تمام مردم را